شاه می آید به همراه تبارش ای وای من

رضا هلالی

سال 1400

متن قطعه:

شاه می آید به همراه تبارش وای من آه و صد اندوه با گریه نثارش وای من من به عنوان زمین کربلا دلواپسم می شود این خاک چون خاک مزارش وای من فریاد یا محمدا حسین رسید به کربلا قبل ها بابای او روضه برایم خوانده بود او غریب است و دل من سوگوارش آه من آه زینب را ببین با چه شکوهی می رسد خط نیفتد ای خدا روی وقارش وای من قد بلند قافله با پرچمی بر روی دست دخترک ها خرمند آری کنارش وای من در میان دخترک ها یک نفر زهراتر است این سه ساله ماجرا دارد مزارش وای من ناگهان چشمم به اکبر خورد و بارانی شدم عربا عربا می شود فرجام کارش وای من تا رسید اینجا رباب از من به حق دلگیر بود می شوم چون قتلگاه شیرخوارش وای من نجمه بر قاسم نگاهی می کند با اضطراب سنگ و داماد و عروس داغدارش وای من خاکه عالم بر سرم چون هشت روز و بعد آه زینب است و روی اوج نیزه یارش وای من هشت روز بعد زخمی غرق خون تا خیمه گاه ذوالجناح آید ولی کن کو سوارش وای من هشت روز بعد زین العابدین است و حرم قافیه رفت از کفم ای وای آتش وای من

قطعاتمرتبط

مشاهده همه