شبیه ابر بهارم که اشک می بارم

منصور ارضی

سال 1400

متن قطعه:

شبیه ابر بهارم که اشک می بارم حسین قول بده سایه سرم باشی هر آنچه که شد ته این قصه در برم باشی قرار قلب مرا صحبتی در اینجا برد شنیدم که کسی نام کربلا را برد رسید آخر خط غربتم پیا پی شد تمام فرصت پنجاه ساله ام طی شد بگو که معنی هجده هزار نامه چه شد کسی نیامده حق را کند اقامه چه شد ؟ هوا هوای عناد ا ست بین این صحرا چقدر نخل زیاد است میان صحرا ! عزیزم این ها همه نیزه های لشکره رقیه را نظری کن چه ناز خوابیده به روی دوش ابالفضل باز خوابیده نشسته در بر گهواره علی اصغر رباب خیره به رخساره علی اصغر تمام راه کنارم حجاب محمل شد برای من علی اکبر رکاب محمل شد چقدر محضرت آرامش و امان دارد دلم کنار تو قرص است سایبان دارد منی که بند دلم را به تو گره زده ام خدا نکرده کنارم اگر نباشی چه ؟ زمان واقعه و دردسر نباشی چه ؟ نخواه تا که نبینم میان گودالی غریب ماندی تشنه کامو بی حالی نخواه که تا عقب باشمو نظاره کنم به التماس سوی قاتلت اشاره کنم چگونه صبر کنم پیکرت دریده شود چگونه صبر کنم تا سرت بریده شود ! غریب ماندن تو می کشد مرا حسین روضه حضرت زینب (س)

قطعاتمرتبط

مشاهده همه