خواهرت به نفس نفس افتاد

خواهرت به نفس نفس افتاد

رضا نریمانی

سال 1400

0:00
|
متن قطعه:

خواهرت به نفس نفس افتاد خیمه دست شمر و شبث افتاد صلی الله علیک یا عطشان مقتل میگه افتادی آقا جان مقتل میگه از مادر آب خواستی آقا بردن پیرهنت رو راستی مقتل میگه افتادی پنجه رو م دکردند مقتل میگه هی زیرو رو کردند تنها نگذار ام المصائب رو خیمه نفرست اسب بی صاحب رو غروب تلخی داری رو خاکا سر میزاری به جونت افتاده شمر ...