لطف او جنس مرا سوی خریدار کشید

لطف او جنس مرا سوی خریدار کشید

رضا هلالی

سال 1400

0:00
|
متن قطعه:

لطف او جنس مرا سوی خریدار کشید جگرم آب شدو که ریخت که خاموش شدی چقدر سوختنم از جگرم کار کشید روی یدیوار تو اعلامیه اش را بزنند آن که میان منو تو این همه دیور کشید کاش می شد که بنویسند به پرونده من خجلتی که زلیخا سر بازار کشید به خدا بیشتر از داشته ها می ارزد احتیاجی که مرا تا دم دربار کشید عالمی را ببرد زیر پر منت خویش آن که فقط یک بار منت دلدار کشید ما گنه کاریم ولی مال رضاییم هنوز