سفره را جمع نکن آمده ام پشت درم

محمد حسین پویانفر

سال 1400

متن قطعه:

سفره را جمع نکن آمده ام پشت درم من همان بی سر و سامان شده ی خون جگرم با تو مانوس شدم خوب رفیقی هستی چقدر حرف زدم با تو ز شب تا سحرم دست مردم همه پر دست من اما خالیست کاسه ام را به کجا غیر همین در ببرم بعد از این دست و تو باشد دل و چشمم یا رب نکند باز بی افتد به گناهان نظرم شب آخر نکند قهر کنی می میرم وای اگر دست نوازش نکشی روی سرم

قطعاتمرتبط

مشاهده همه