تو که نقاب میبندی رو سر حکایت دارد

تو که نقاب میبندی رو سر حکایت دارد

شما بدون کم شدن حجم اینترنت در حال دریافت این محتوا هستید

محمد حسین حدادیان

سال 1400

0:00
|
متن قطعه:

تو که نقاب میبندی رو سر حکایت دارد فقط همان چشمانت نماز وحشت دارد دشمن جلو آمد و نگاهش کردی یک پلک زدی و خلع سلاحش کردی او که یل شامی عرب بود چه شد این گونه حقیر و سیاهش کردی جانم به تو ای سقا بی تیغ و سپر حتی با لشکری از اعدا میجنگی