آخه غربت چقدر

آخه غربت چقدر

شما بدون کم شدن حجم اینترنت در حال دریافت این محتوا هستید

محمد حسین پویانفر

سال 1400

0:00
|
متن قطعه:

آخه غربت چقدر کسی از داغ تو نرنجید آخه غربت قدر کسی مشکی برات نپوشید نه یک مجلس ختمی گرفتن برات نه یک پارچه سیاه زدن همسایه هات دردشونو به کی بگن بچه هات کار زمونه است خرمای ختمتو روی طاقچه ی خونست گلدونه یاست وسط باغچه ی خونست آخه غربت چقدر آخه غربت چقدر آخه غربت چقدر آخه غربت چقدر کسی را غیر از چاه ندار ی آخه غربت چقدر جایی واسه ی آه نداری آخه غربت چقدر آخه غربت چقدر نه یک سنگ مزاری گذاشتم برات نه یک پارچه ی سبزی کشیدم برات دردشونو به کی بگن بچه ها رفتی و موندم زینبو با گریه روی زانو نشوندم آخ که با چه حالی برات فاتحه ای خوندم رفتی و موندم و رفتی موندم زینب با گریه روی زانو نشوندم آخ با چه حالی برات فاتحه خودنم آخه غربت چقدر آخه غربت چقدر همسایه ها به مجلس ختمت نیامدن من بودم همین دو سه تا بچه تو زهرا زهرا مرا ببخش که نگذاشت غربتم یک ختم باشکوه بگیرم آخه غربت چقدر رفتی و موندم...