چهل ساله اشکم، چهل ساله آهم

چهل ساله اشکم، چهل ساله آهم

رضا نریمانی

سال 1400

0:00
|
متن قطعه:

چهل ساله اشکم، چهل ساله آهم چهل ساله کوچه شده قتلگاهم چهل ساله تنهام ،شب و روز ندارم روزا کوه صبرم، شبا بی قرارم جگر سوخته یعنی، منِ خون جگر که حتی تو این خونه بی مَحرمم چهل ساله داغی روی سینمه که زهری کُشنده شده مَرهَمم زمین خورده یعنی، مَنِ غیرتی که بعد از یه عُمری،نشد باورم تویِ کوچه ای تنگ جلویِ چشام یکی دست بلند کرده رو مادرم حسن! کوچه مادر،صبوری همینه زمین خورده یعنی، غریب مدینه به همراه چادر، غرورم لگد شد بهم خیلی برخورد، برام خیلی بد شد