یه ماهه چشمام تره این نفس آخره

امیر کرمانشاهی

سال 1400

متن قطعه:

یه ماهه چشمام تره این نفس آخره خدا ازت نگذره از دست خولی حتی دست تو سنگین تره خدا ازت نگذره مثل پیره زنها راه میرم خمیده خیمده سخته واسم دیگه حرف زدن بریده بریده یه روز می بینمت سر پل صراط من که ازت نمی گذرم منو کتک زدی جلو مخدرات من که ازت نمی گذرم یه جای سالمم توی تنم نذاشتید خیر نبینید حرمت بچه سیدو نگه نداشتید خیر نبینید من که تو عمرم هیچ وقت بازار نرفته بودم سرت رو نی دِقَم داد یزید بی مروت نگفت که من یتیمم تو بزم مِی دِقَم داد تا چوبو برد بالا هول شدم یهو آه کشیدم عمه محکم گرفت دستمو دیگه من بریدم سر تو از تو طشت افتاد روی زمین رباب بغل گرفت تو رو حرمله اومد و عمه بهش می گفت سمت عروس ما نرو یه لحظه هم دست از سر ما برنداشتید خیر نبینید حرمت بچه سیدو نگه نداشتید خیر نبینید

قطعاتمرتبط

مشاهده همه